تبلیغات
Kholase - چهارمین اشراق
 
خدا کند که بیاید

چهارمین اشراق

نوشته شده توسط :Sayyed Mahdi Amirvaghefi
شنبه بیست و ششم تیر 1389-07:12 بعد از ظهر

مرا سلوک به حدی رسیده در جانم، که از تو گریزی نمی شود و نمی توانم به سرمنزل برسم؛ بی آنکه بارانیِ قنوت های روشن تو، راهنمای این همه تیرگی های تنم و شکستگی اندوهبار روحم باشد.

من خودم را گم کرده ام، خدایم را می جویم؛ کدام عبادت جاری در رگ هایم افسرده که این طور می خواهم از امام عبادت ها، شفاعت بگیرم؟

مهربان ترین یار سلام! می خواهم اگر لایق باشم، پشت سرت قامت به استقامت افراها بیاویزم. می دانم آقا! شانه‌های صبوری‌ام قدر شمشادها هم نیست؛ امّا چشم های تو معراج سلوکم می شود؛ اگر بگذاری پای بی کرانه‌های نمازت فقط وضو بگیرم و زل بزنم به همه نماز... .

آقا! امروز میلاد توست؛ میلاد ششمین قافله معصوم، چهارمین اشراق امامت، اولین زینت نماز...

سجاده سجاد، پر می‌شود از بوی خلسه روزهایی دیگر... تو دم به دم بر آسمان دعا، ستاره می پاشی، ماه مهربان.

می‌گویم آقا! یادم می‌دهی «بسم اللّه» را چطور بگویم که شانه هایم از برکات حرف اولش بلرزند؟ یادم می‌دهی صحیفه کدام درخت طور عاشقی است؟

امروز میلاد ققنوس‌هاست در آتش عشق تو.

خاکستر کدام سوره خوانی سبزت بوده اند که این گونه به آسمان بال تازه می زنند؟

شنیده‌ام پیاده می رفتی به خانه عشق، از این سوی سرزمین وحی تا به دوست برسی!

آقا! این همه مرکب داریم و پاهایمان نمی کشد! نشان بده که تولاّ چگونه است؟ از توکل، کوله بار عنایتمان را پُر کن و با عشق آسمانی ات، ما را شفاعت!

می دانم تو آمده‌ای تا بفهمم خورشید چقدر کوچک است! آمده ای تا شهاب‌های ثاقب ذکر بر جان دیو و شیاطین بنشیند.

آمده‌ای که تقدیر ملکوتی دستهایت بر سر غریبه های غمگین بنشیند.

امام صبور گریه ها و رکوع ها، امام مهربان سجده ها و سلوک ها، سجاده ها دارند یاس می پاشند و گل محمدی؛ به برکت این که تقدیسشان خواهی کرد.

حالا که می آیی، بگو در عبای تو چندین هزار پروانه لانه دارند؟

بگو پرستوها از کدام اشاره سر انگشت تو به خورشید می روند؟

امروز می خواهم جواب همه سؤالهای چشم هایم را از دستهای تو بگیرم.

ای کرامت جاری در ثانیه های آغاز! می خواهم برای خودم قصه تولد مردی را بگویم که با دُعاهای او هزاران بُلبل شیدا متولد می شوند.

می خواهم از آغاز مردی بگویم که وارث هزاران زخم است؛ امّا شکر، آستانه دست هایش را می بوسد. می خواهم بروم یک گوشه دنج مسجد، صحیفه را باز کنم و به شکرانه چهارمین امام اشراق سجده کنم.

 

نوشته‌ی: امیر مرزبان





نظرات() 


low vitamin d foot pain
سه شنبه ششم تیر 1396 08:47 بعد از ظهر
Just what I was searching for, thank you for putting up.
مشاهده سایت foot pain on top of foot
یکشنبه چهارم تیر 1396 05:30 بعد از ظهر
First of all I would like to say terrific blog!
I had a quick question that I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to know how you center yourself and clear your
mind prior to writing. I have had a difficult time clearing my thoughts in getting my thoughts out.
I do enjoy writing but it just seems like the first
10 to 15 minutes are generally wasted simply just trying to figure out how to begin. Any recommendations or hints?
Appreciate it!
gayeIbric.jimdo.com
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1396 08:50 بعد از ظهر
Howdy, I think your website could possibly be having internet browser compatibility issues.
Whenever I look at your site in Safari, it looks fine however, if opening in I.E.,
it's got some overlapping issues. I just wanted to provide
you with a quick heads up! Besides that, fantastic site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox